بدون شرح  ! ؟

ازقضا سردفتری را مصیبتی گرفتار آمد و همه دارایی اش هلاک شد .

اورا دیدند که بر سر کوی نشسته است و اوراق تک می فروشد.

گفتند:  اوراق چرا را اینچنین چرا می فروشی ؟ نترسی که تو را در بند کنند.

سردفتر گفت : مرا در زندان دنیا هلاک کردند هیچ نگفتم حال در زندان حاکم اندازند چه باک .


سردفتری چهاررقمی را محبت دختری در دل افتاد . به خانه دختر شد تا خواستگاری کند .

پدر دختر گفت : پیشه ات چیست ؟

سردفتر گفت : محضر داری

پدر دختر گفت : بسیار عالی است پس ثروتمندی 

سردفتر هیچ نگفت ،عذر خواست ، خانه راترک کرد  و دیگر برنگشت .




|+| نوشته شده توسط مجتهد در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ و ساعت 10:21  
 


فرستنده :سردفتر مهاجر تنها

سلام دوست و همکار عزیز که از دل مینویسی و لاجرم بر دل می نشیند امیدوارم که هر روز تواناتر و موفقتر باشی .محضر مبارکتان عرض می کنم که مشکل ما میرزا بنویسها با تصویب قوانینی از این قبیل حل نمیشود .آنچه که مهم است این است که عده ای در راس برای ما تصمیمی می گیرند که طبق فرموده شما خسیس و بخیلند . اول خراج را ( مالیات انتقال ملک 20 برابر و حق الثبت برابر اصل 10 برابر بیمه کارگران ساختمانی برای صدور جواز 30 برابر هزینه خرید دفاتر 6 برابر مالیات ارزش افزوده و . . . .) چندین برابر می کنند و دلشان برای جیب مردم نمیسوزد ولی برای تعیین تحریر نگران مردمند که نتوانند مطابق با قیمت واقعی مورد معامله حق التحریر بپردازند


من سردفتری هستم که 10 سال سابقه دارم . پس از 3 سال کار در تهران و ورشکستگی نهایتا اهل و عیال خود را در تهران نهادم و به امید بهروزی مهاجرت کردم ولی دیدم آسمان همه جا بر خلاف آدمها به یک رنگ است .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
اهالی شهر سردفتری را دیدند که آخرین دارایی هایش را نیز بفروخت و حتی به خودروی خود که پرایدی دو گانه و مدل 1380 بود رحم نکرد و اکنون روزها برای انجام امور خود لنگان لنگان پیاده گز میکند . پرسیدند ترا چه شده که به این روز افتاده ای امروزه هر کارمند تازه کاری را خودرویی در شان است .اما تو را نه . پاسخ داد چنان روزگار از هر سو ( تبلیغات ژورنالیستی - بخشنامه های خلاف قانون و
دلسوزی مسولین ثبت برای جیب مردم و ... )
بر من سخت گرفته که مرا آه در بساط نمانده . گفتند ترا چه میشود مگر وکلا اسناد شمارا بر اوراق صادره توسط مراکز خودرو ترجیح ندادند . گفت : خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است .




|+| نوشته شده توسط مجتهد در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ و ساعت 10:5  
 


تبریک و شاد باش به همکاران


با سلام و درود ( به نقل از وبلاگ آقای طباطبایی)

با کمال مسرت باستحضار میرسانم دقایقی پیش تیر مخالفان تنظیم اسناد خودرو به سنگ خورد و با رای نمایندگان بصیر ما در مجلس ماده ٢٩ و تبصره های الحاقی آن مبنی بر لزوم تنظیم سند در دفاتر اسناد رسمی تصویب و تبلیغات سوء دوروز گذشته برملا گردید
|+| نوشته شده توسط مجتهد در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ و ساعت 10:21  
 بدون شرح  ! ؟
سردفتری با بزرگان شهر همنشین شد . اورا گفتند که خوشا به به سعادت تو که چنین بزرگت دارند. سردفتر گفت : مرا بزرگ نمیدارند ،مهر و اوراق مرا عزیز انگارند .

سردفتران شهر را جمع کردند و جملگی به باد ناسزا گرفتند . سردفتری از جماعت بلند شدوگفت: چرا در ملا عام چنین کردید .بازرسی گفت : خوب  میکنیم . سردفتر گفت : تا شما عقده پروران نادان بر مسند مفتش گزینند ،حسودان فاجر را کجا گزینند .

سردفتر را غضب کردند و مجوزش ستاندند .

سردفتر نفس راحتی کشید وگفت : سنگ به شکم بستن سزاتر است تا چاپلوسی خیره سران را کردن  که بزرگان گفته اند :

ای شکم خیره به نانی بساز               تا نکنی پشت به خدمت دوتا

|+| نوشته شده توسط مجتهد در شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ و ساعت 11:30  
 



سر دفتری عیال و خانه رها کرد و سر به بیابان نهاد . دلالان گفتند این چرا کرده ای ای ابله . سردفتر پاسخ داد :

خدمت بیابانیان بی مزد به از خدمت مردم نمایان دزد .




وکیلی را سودای سردفتری به سر افتاد . وکالت رها کرد و سردفتر شد. سال بعد اورادیدند که همی مویه کند و گیسوی خود کند . گفتند : دیوانه شده ای که باخود چنین میکنی . سردفتر پاسخ داد: سودای خام در سر بی مو خوشتر بود .

|+| نوشته شده توسط مجتهد در شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ و ساعت 8:58  
 بدون شرح  ! ؟



طبیبی را بر سر بستر سردفتر  مجنونی  حاضر کردند . طبیب نبض سر دفتر بگرفت و نسخه بنوشت . سردفتر رو به طبیب کرد و گفت : چه نوشتی ای طبیب  طبیب کفت : استعفاء . سردفتر گفت : استعفاء مرا یا جملگی  سردفتران را


سردفتری را با فله ای سفید امضاء گرفتند ،شلاق زدند و خواستند دربند کشند . حاکم رو به سردفتر کرد و گفت توبه کن که در بند نشوی . سردفتر گفت : نکنم . حاکم گفت : پس هم در بند کنیم هم مجوزت را بسوزانیم . سردفتر پاسخ داد : این زودتر میکردید که نه من چوب خورم نه شما خسته شوید .



سردفتر تازه واردی را در میدان شهر بی جهت شلاق زدند . سردفتر گفت : آخر چرا میزنید مگر چه کرده ام . گفتند : اول میزنیم بعد رسیدگی میکنیم



|+| نوشته شده توسط مجتهد در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۹ و ساعت 22:9  
 وقتی کار از کار بگذرد


    



وقتی کار از کار بگذرد

همه به شما مظنون اند . چرا که شغل سردفتری از مشاغل ظنیه است .  اداره مالیات به شما مظنون است که  نکند مالیات را پرداخت نکنید . ثبت به شما مظنون است که نکند تخلف کنید و سند ..... بزنید . مشتری مظنون است که نکند تحریر زیاد بگیرید . کارمند مظنون است که نکند کار بکشید و حقوق کم بدهید . سردفتر مجاور مظنون است که نکند مشتری ها را قاپ بزنید .  در خانه هم به شما مظنون اند . آنها مظنون اند که زیر سرتان بلند نشده باشد ویا  پول در بیاورید و رو نکنید . ولی در پایان همه  شما میدانید که طلسم سردفتری  سبب الاسباب بوده است ودر واقع ام الظن است .


در این روزهای کثیف و خشک و سرد تهران که مصائب ، همچون نفرین بر سر شهروندان باریده است . سردفتر به دنبال چه چیز باید باشد وقتی کار از کار بگذرد. 

دوستانی که ناتوان از ادامه مسیر استعفا داده اند . و همکارانی که با مشکلات و به سختی ادامه مسیر میدهند.  اقلیتی هم دستی در کار دارند و سند ....... میزنند .

باید به دنبال سرنخ بود . تمام اصناف به دنبال حق و حقوق خود هستند . آیا در صنف سردفتری کسی به دنبال حق و حقوق سردفتر میباشد یا اینکه اصالتا سردفتر فاقد چنین وصفی است و حقی برایش مفروض نیست .

آیا چوب اقلیتی را میبایست اکثریت بخورد. مگر معصوم نفرمود کادالفقر ان یکون کفرا . اگر سردفتری در اثر فقر دست به خلاف زد و دچار سقوط معنوی شد و باعث تضرر به دیگری گردید آقای محترم  مسئول محترم ماهم در تقصیر او شریکیم .  اگر بستر مناسب برای کار یک سردفتر فراهم نشود و امکانات لازم و کافی به او اختصاص داده نشود و در عوض با  بخشش ابلاغ سردفتری طی مراسمی  توقع سالم کارکردن از وی داشته باشند . زهی خیال محال .

خود را نباید به خواب زد.

اجاره محل دفترخانه . حقوق کارمندان . ابزار الات . خرید اوراق و دفاتر مخصوص . و هزاران هزار

آنوقت تحریر

۱-  وكالتنامه هاي مختصر................ حداقل شصت هزارريال و حداکثر يكصد وپنجاه هزارريال

 

۲-وكالتنامه هاي مفصل................ حداقليكصدهزارريال و حداکثرسیصدو پنجاه هزارريال  

۳-  تنفيذنامه، رضايتنامه.................حداقل پنجاه هزارريال و حداکثریکصد و پنجاه هزارريال  

۴-تقسيم نامه براي هر واحد تقسيم مال منقول نظير انواع خودرو و غيرمنقول، اعم از زمين،آب،مزرعه،پلاك ثبتي يا قطعه تفكيكي (آپارتمان يا نوع ديگر) هفتاد و پنج هزارريال كه از سیصدهزارريال كمتر نخواهد بود.(توضيح): پاركينگ و انباري و ساير ملضمات با خود آپارتمان مجموعا يك واحد محسوب مي‌شود.

۵- تعهد نامه دانشجویی و اعضاء هیات علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و بورسیه ها که به نفع واحد آموزش عالی با آموزش و پرورش و صندوقهای مربوط به آنها داده می شود ................ حداقل سی هزارريال و حداکثر هشتاد هزارريال  

۶-وقفنامه و وصيتنامه مختصر .................حداقل یکصد و پنجاه هزارريال و حداکثردویست و پنجاه هزارريال  

۷-وقفنامه و وصيتنامه مفصل .................حداقل سیصد هزارريال و حداکثرچهارصد هزارريال 

۸- اقرارنامه و تعهدنامه .................حداقل سی هزارريال و حداکثرهفتاد و پنج هزارريال     و ...................


کاش سردفتر همیشه مظنون نبود . کاش سردفتر همیشه در مقام تهام نبود . کاش شان سردفتر حفظ شده بود چون فردی متقلب با او رفتار نمیکردند .


قصد من مدح متخلف یا انکار عمل خلاف او نیست . متخلف با اقدام خود در درجه اول خود را از فیض الهی محروم کرده است و در وهله دوم به حیثیت جامعه و اموال دیگران لطمه میزند .

لیکن رفتار نامناسب مقامات با متخلفین دفاتر در ملا عام و نیز موجب تضعیف کل صنف سردفتری میگردد

کاش دولت محترم بخشی از یارانه را اختصاص به دفترخانه ها میداد کاش دولت هم در هزینه های دفترخانه  سهیم میشد و بخشی از هزینه ها را پوشش میداد . پوشش هزینه ها در واقه به نوعی باعث تضمین حقوق مردم خواهد شد چرا که سردفتر بدور از دقدقه های  مالی سرسام آور خواهد توانست توان خود را صرف بالا بردن توان علمی به روز و تسجیل به احسنت اسناد مردم نماید . بدیهی است در این اثناء  اسناد از معرض تعرص مصون خواهند ماند چراکه تقویت بنیه مالی دفاتر مانع تفکر تخلفی خواهد شد . 

همکاران عزیز برادران خواهران 

امید است در سایه حضرت ولیعصر  و سعی دوستان و الطفات مسئولین و متولیان امر ابتدا سردفتران را به عنوان  واحد صنفی جدا و مستقل در نظر بگیرند وسپس حقوق تضییع شده  و نادیده گرفته شده چه اخلاقی چه صنفی سردفتران را استیفاء نمایند . انشاءاله

|+| نوشته شده توسط مجتهد در یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۹ و ساعت 10:0  
 آیا کسی اینجا هست ؟


آیا کسی اینجا هست ؟

استعفا

همه استعفا میدهند . در هته جاری بهترین دوست و همکار خوبم از حرفه سردفتری استعفاداد.

خبر استعفای همکاران از شهرستانها بیشتر به گوش میرسد . همکاری خبر از بیشاز 1000 استعفا در سطح کشور  داده است . با این حال عضو ارشد کانون سردفتران نیز از ریاست کانون استعفا داد . وجای خود را به   دیگری سپرد .  این حرکت توهم جدیدی در اذهان ایجاد نمود و آن تشدید بحران اسناد خودرو و در واقع شکست دفاتر و واگذاری اسناد خودرو به راهنمایی رانندگی است . کاش ریاست محترم کانون سردفتران کمی هم دقدقه همکارانی  را داشت که با تحریر بخورو نمیر و هزینه های گزاف به مردم خدمت میکنند . لقمه حلا ل این نیست که همیشه به مردم و به خانواده بدهکار باشی .  آن کسی که از اسم و رسم سمت خود استفاده میکند و خدا را شکر سیل اسناد رهنی  و به اعتبار سمت خود اسناد ملکی را در دفتر تسجیل میکند  با بقیه فرق میکند .


آن کسی که در راس است و چشم همه همکاران به اوست باید با احساس مسولیت و دقدقه به فکر استیفای حق ما باشد . 

آن کسی که که  خداراشکر دارد و از جیب ارتزاق میکند وبه سردفتری تنها به عنوان سرقفلی و شغلی با اعتبار سود میجوید با دیگری که این حرفه در درجه اول امرار معاش روزانه اوست فرق میکند . 

آیا کسی اینجا هست ؟

|+| نوشته شده توسط مجتهد در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ و ساعت 14:48