بدون شرح  ! ؟
سردفتری با بزرگان شهر همنشین شد . اورا گفتند که خوشا به به سعادت تو که چنین بزرگت دارند. سردفتر گفت : مرا بزرگ نمیدارند ،مهر و اوراق مرا عزیز انگارند .

سردفتران شهر را جمع کردند و جملگی به باد ناسزا گرفتند . سردفتری از جماعت بلند شدوگفت: چرا در ملا عام چنین کردید .بازرسی گفت : خوب  میکنیم . سردفتر گفت : تا شما عقده پروران نادان بر مسند مفتش گزینند ،حسودان فاجر را کجا گزینند .

سردفتر را غضب کردند و مجوزش ستاندند .

سردفتر نفس راحتی کشید وگفت : سنگ به شکم بستن سزاتر است تا چاپلوسی خیره سران را کردن  که بزرگان گفته اند :

ای شکم خیره به نانی بساز               تا نکنی پشت به خدمت دوتا

|+| نوشته شده توسط مجتهد در شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۹ و ساعت 11:30