حکایات ...(قسمت دوم )
سردفتری بخواب دید که قیامت شده است  وسردفتران را دسته دسته بسوی جهنم برند . سردفتری دیگری را دید که در جماعت سردفتران بلند میخندد اوراگفت :به جهنم برند واینچنین خندانی  ؟ !   پاسخ داد: مارا که چنین به جهنم برند دلالان خودرو را کجا خواهند برد

 

سردفتری بخواب دید که موی سر دلالی را همی کند و براو دشنام دهد.صبحگاهان  تعبیر از معبر خواست .گفت : هر سندی که زنی مویی از نو کم شود وبخود لعنت فرستی  .

 

سردفتر رندی را با نهصد سند  باز گرفتند . اورا گفتند ای ابله چرا نهصد سند را سفید گذاشتی . گفت من میخواستم پر کنم  خریدار نبود .

 

سردفتری را گفتند چگونه است که هر سندی به دفتر تو آید تنظیم میکنی پاسخ داد :خواست خدارا بخواست قانون مرحج میدارم .

 

سردفتری  دفترجاری از دفترخانه بیرون برد. اوراگفتند: خلاف کردی جای دفترجاری دفترخانه است .پاسخ داد: بیچاره از رکود خسته شده بود بیرون آوردم که گردش کند .

 

سردفتری را پرسیدند : ملعون ترین مشتری را که یافتی . گفت : دلالان بی شعور .گفتند :آخر چرا بی شعور . پاسخ داد :چون  شعوری در آنها نیافتم .

 

سردفتری زمینی با تحریر شیرینی بدون استعلام ثبت تسطیر نمود. اورا گفتند : چرا چنین کردی .پاسخ داد :  همین که خدا میداند زمین هایش را به چه کسی هبه کرده  مرا بس است .

 

سردفتری در رشت در چاهی افتاد . از چاه بانگ کمک بلند کرد. دلالی که از آنجا عبور میکرد ایستاد و سنگ بزرگی به درون چاه افکند. سردفتر دشنام داد که ای از خدا بیخبر چرا سنگ زدی . دلال پاسخ داد : تقسیم اسناد خودرو زد نه من

 

 

سردفتری را با مسئول  بانک مسکن جنگ درگرفت که دفترخانه مرا قبول نمیکنی . مسئول گفت :چون دوست ندارم .سردفتر گفت مگر ارث پدرت است پول میگیری که کار کنی یالا قبول کن  .مسئول  پاسخ داد: هر کاری دوست داری بکن  دکتر روانپزشکم گفته است که من پادشاهم .

|+| نوشته شده توسط مجتهد در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 16:8  
 تقیسم اسناد خودرو
  • سردفتر محترم لطفا اینجارا کلیک کنید . ساماندهی  و تقسیم خودرو 
  • نحوه و چگونگی تقسیم عادلانه اسناد خودرو و پس از ورود گزینه سامانه هوشمند نقل و انتقال خودرو چيست؟ را کلیک کنید

(به سردفتران عزیز توصیه میشودحتما مطالعه بفرمایند)



|+| نوشته شده توسط مجتهد در یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 12:8  
 حکایات ...

سردفتر مستی را سحرگاهان  در جوی آب گرفتند. اورا سرزنش کردند که  امین اسناد خلق را اینچنین مست چرا باید. گفت : تا دلالان  امین اسناد مردمند  سردفتران را سرکه تلخ همی باید .

 

سردفتر پیری راگفتند  سردفتری را چگونه یافتی ؟ گفت : عز من قنع وذل من طمع

 

سردفتری را از گورستانی گذر افتاد. خوف کرد واز خود پشیمان توبه کرد. فردا روز  همه را گفت که مرا توبه حاصل گشته و سند باز نخواهم زد .دلالی رو بوی کرد وگفت : از گشنگی بمیر تا دیگر گورستان نروی  

 

 دلالی به سردفتری گفت: بهترین دلالان  نزد تو كيست؟ گفت: آن كه از تحریر مرا سیر سازد. گفت: من سير مي‌سازم، پس مرا دوست خواهي داشت يا نه، گفت: دوستي نسيه نمي‌شود.

 دلالی گذرش بر دفترخانه مسلمانی افتاد. سردفتر را دید که خود ثباتی همی کند.خندیدو گفت :  مگر تو ثباتی که خود همی نویسی .سردفتر گفت : تا  دزدان در قفا سند باز زنند نان  حلال سردفتر را از ثباتش بازشناس  .

راننده وانتی را گذر از دفترخانه 4 رقمی  افتاد: ایستاد ودست به دعاکرد وگفت: خداراشکر حقوق نخواندم

 

سردفتری را گفتند: ثباتی  چيست: گفت: من مردي تاجرم، مرا با ثباتی چكار؟

 

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 19:15  
 اتحاد سردفتران  
اتحاد سردفتران

 

اتحاد یک گزاره ریاضی همواره صادق است که معمولاً برای ساده‌سازی فعالیتهای جبری در ریاضی بکار می‌رود

بنابراین چنانچه معنای این عبارت را  در فعالیتهای اجتماعی جایگزین نماییم متوان فعالیتهای پیچیده صنفی وگروهی را ساده سازی نمود .برای این مهم دو  تکته قابل تامل است

اول -تمسك به اصول قطعي و مشترك دوم -مسئوليت مشترک

اصول قطعی ومشترک سردفتران اسناد رسمی

1-   درآمد زایی وکسب در آمد بیشتر و مشروع

2-   انجام  خدمات ثبتی مناسب برای کسب شخصیت ومقام متعالی درخور سردفتر

3-   امنیت شغلی و پرهیز از استرس

4-   ایجاد  رویه ثبتی علمی  وعدم دخالت افراد  غیر مرتبط به امور دفترخانه ها در تصمیم گیری ها ی شغلی

5-   تقویت  اسناد  در جهت پاکیزه شدن دفاتر از اسناد فاسد وخلاف

6-   پیشرفت در عرصه های علمی حقوقی  خصوصا مسائل ثبتی

7-   و...

 

مسئولیت مشترک

1-درقبال وجدان  واخلاقیات (فردی وجمعی)

2-اسناد مردم ودارایی های آنها

3-در دفع فتنه سود جویان فرصت طلب

4-در ارتقاء قدرت و اعتلای صنف سردفتری

و...

 

بنابراین همفکری، همکاری، تعاون، همدردی، اقداماتی کاملاً منطقی، قانونی، اخلاقی و مورد حمایت وحی و عقل  است .

امروز

 در صنف سردفتری نیاز شدیدی به ایجاد اتحاد و همبستگی احساس میشود .با رشد  صنعت سند باز  در دفاتر و عدم جلوگیری مقامات صالحه قضایی متاسفانه همبستگی  و اتحاد در جامعه دفاتر وجود ندارد و متولیان امر سردفتری  نتوانسنه اند تعادل منطقی و شایسته رادر معادلات چند مجهو لی سردفتری  ایجاد نمایند .  رشد سریع بنگاه های معاملات  خودرو در  سطح شهر تهران  و متاسفانه  تمایل ذلالان خودرو از نپرداخت مالیات وحق ا لثبت اسناد خودرو از طرفی و بی برنامه بودن جامعه سردفتران و متولیان امر برای ساماندهی سریع  اوضاع  از طرف دیگر باعث  حذف درآمد هنگفتی بنفع اداره ثبت و اداره دارایی گردیده است . سردفتران لایق و علمی جامعه سردفتری و سردفترانی که به پیمان و سوگند سردفتری خود پایبند و معتقد اند امروز در گوشه ای  ناظر سقوط صنف سردفتری میباشند ویا  هرآینه مترصد استعفاء ویا ورشکستگی اند. انتقاد در اینجا است چرا  علیه سودجویان نامشروع متحد نمیشوند؟ چرا؟

اولین اقدام :اتحاد سردفتران جدید وقدیم

دومین اقدام  : تقسیم و ساماندهی اسناد خودرو

سومین اقدام  : ساماندهی اسناد مطابق با اصل انصاف و عدالت

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 18:15  
 فرهنگنامه سردفتری  

فرهنگ سردفتری

سند  : ورقه ای مخصوص که  توسط سردفتران فروخته میشود وبرای نگارش عواطف انسان نسبت به پول بکار میرود .

قطعی غیر منقول : نوعی سند که بین سه تن تنظیم گردد(سر دفتر- معامل – متعامل )عوضین را متعاملین و مسولیت را سردفتر حبس مینماید .

سند منقول : اصولا به سند اتومبیل اطلاق میشود . ماشین – خودرو  – جای خالی  

سند باز : پدیده ای که طی آن سردفتر در مدت زمان کوتاهی ثروتمند میشود .راه صد ساله را یک شبه رفتن (صرب المثل قدیمی ) . فروشنده غایب – خریدار پنهان – متحد ومنفرد

شماره دفترخانه :مرکب از اعداد ریاضی تکرقمی   چنانچه ترکیب اعداد کنارهم از سه عدد بیشتر شود سردفتر دچار مرض شیزوفرنی میباشد.

دفترخانه 4رقمی :از قدیم بیسواد – تحصیل کرده های حقوق – جماعت وکلاوفارق التحصیلان حقوق که در قرن 15هق به دستوری فوری به سمت سردفتری ملعون ومنصوب  گردیدند.

دفترخانه سه رقمی : محافظه کار – فعالان حقوق بشر در جامعه سردفتران – معصوم مادرزاد راگویند (صفت )

دفترخانه 2رقمی :خوابیدن (فعل )چراغ خاموش رفتن –فرد متنفذ راگویند – تاجر - ملی

سردفتر 1 رقمی : افتخار – حسن وزیبایی راگویند – نه تا  

نرم افزار طلیعه : نرم افزاری که در سال 500 قبل از میلاد مسیح توسط فرد ناشناسی از اهالی قنبر آباد به زبان داس نگاشته شده است  - کلنگ (از آلات و ادوات دفترخانه  میباشد ) – خراب

گزارش ماهیانه :  حقیقت دفترخانه را پنهان کردن (فعل)

حقیقت راپیدا کردن – ( در دومعنی متفاوت )

 سختی –  تنگی نفس

 وام سردفتری :مبلغی که طی فرایند پاکسازی وغربالی به خواص میرسد

دفترخانه : نوعی قارچ سمی که محل زندگی وتجمع  موجودات مرموز است ودر هر شهر به نسبت جمعیت رشد میکند.

دفتراتومبیل :  در باستان نماد ثروت – در قرون اخیر باعث جنگ شد – باز – باز گذاشتن –باز زدن –باز ماندن – دیر بستن – سفید  - تصفیه حساب

حق التحریر :حلال کردن  حرام  – ناچیز – کم  نوشتن - نارضایتی – آنچه بنویسند وچیز دیگری بخوانند -

حق الثبت :بزور گرفتنی و بزور دادنی – آنچه برای سردفتر بی عاید است و نپرداختن آن برای سر دفتر موجب اشد مجازات میباشد

مالیات اتومبیل : مشایعت  پول – حسرت  - کار اضافه  -حمال –حمالی کردن  -کار بی مزد کردن  (در فعل )

سردفتر شجاع :خطا کار – پشیمان  

تعویض پلاک : محل نزاع –میدان جنگ -   لو دادن

دفترخانه نزدیک : بی رغبتی – نوعی خون آشام – مراقبت کردن   از دور راگویند .

انفصال دائم : مرگ آنی

انفصال موقت : درد در ناحیه سینه و پهلوها – آنچه کفیل به ارث میبرد

 

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 20:14  
 باب اول در نیاز
ادبیات دفترخانه ای

شعر

بيگانه‌وار ميگذرد آشناي ما

در ما به ناز مي‌نگرد دلرباي ما

سردفتری اسیر به زندان نفس خویش

اسناد باز می زند در قفای ما

کاری زدست صنف بر آید تعجب است

چون جملگی شریک شده  در ماجرای ما

بی جرم سران دفاتر به گوشه اند

دزدان به معرکه شاه و  جزای ما

تحریر ما که  بدان نانکی خریم

اسباب خنده ی دزدان زکار ما

ما دل به هیچ و پوچ  خوش نموده ایم

شاید مقسم اسناد بگردد دوای ما  

سهم من از همه اسناد چون رضایت است

ديوانه ميشود دل آشفته راي ما

 

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 20:12  
 تصمیم امور خیریه  کفن ودفن سردفتران وقضه بیمه خدمات درمانی
 بیمه خدمات درمانی

پس  از مبتلا شدن بعضی از  سر دفتران 4رقمی خنگ  به سرطان مغزو اعصاب در ا ثر شتیدن خبر کمک 50میلیون تومانی یوگی ودوستان زبل که  هم زمان با خبر بی پولی جامعه خیرین دفاتراسناد رسمی  و ناتوانی جامعه  در بیمه خدمات درمانی  سردفتران جدید فلک زده  منشر شده بود .  چتد روز پیشبی تربیت خبر چین    یه کلاغ از تصمیم مسئولین امور خیریه وکفن ودفن دفاتر خبرداد و گفت آقایان مستطاب الدفاتر با یکدیگر همپیمان شده اند تا سردفتران 4  رقمی را بیمه کنند این طرح مصلحت اندیشانه  آقایان بعد دستورالعمل غیر توطئه آمیز آنها مبنی بر بیمه سردفتران بشرطها وشروطها (بیمه سردفتر بر اساس پرداخت  درصد ی از 10درصد به کانون ضد سردفتران) انجام پذیرفته است . من در اینجا از عوامل تولید وتهییه کنندگان بخصوص عوامل پشت صحنه که دلسوزانه زیرآب سردفترای 4 رقمی را میزنند کمال تشکرواحترام را مینماییم البته همه افراد بشر میدانند که از روز اول خلقت زمین یوگی و دوستان زبل همواره  دلشون برای جامعه سردفتری سوخته و فقط به فکر کمک به سردفتران بخصوص تازه واردها هستند این مطلب را حتی موجودات فضایی هم  متوجه شده بودند و دلیلش رو هم از نوشته های کتیبه های مصری روی دیوارهای اهرام معلوم شده

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 19:51  
 بدون شرح

بدون شرح

اخیرا در حفاری های شهر  باستانی سوخته بقایای پوسیده ی سند باز گاری هایی را کشف کرده اند که سر دفتران  باستانی آن سند ها را برای دلال ها چند صد سال باز نگاه میداشته این خود نشان از قدمت هنر دیرینه سند باز  وخدمت به مردم نزد سردفتران باستانی دارد کاوشگران  باستانشناس همچنین کتیبه ی محرمانه وسری سردفتر ی را کشف کرده اند که حکایت ازدگرگونی در صنعت سردفتری در سال 2008بعداز میلاد مینماید این کتیبه که بیشتر به  پیشگویی شباهت دارد. نوید ظهور فردی را میدهد که حال سردفتران  قدیمی را میگیرد ودر یک اقدام ضربتی بازار سند باز گاری ها را بخطر میاندازد  همچنین پیشگویی اشاراتی به گروهی سردفتر سیاه بخت میکند که در  منازعات میان حق وباطل مگس ها را در دفترخانه هایشان دنبال میکنند ونشانه آنهارااینگونه ذکر کرده که ... و هراز چندگاهی سند تعهد ثبت مینمایند وتحریر آن رامیبخشند...  .درآخر جماعتی را نام برده است که پیشه  سردفتری از آنها نسل به نسل منتقل شده  و فرق استصحاب را از استکبار نمی دانند و گاهی گوشکوب را با گوش کوب مینویسند ودر مردمیان گشته و سردفتران جدید را بیسواد معرفی  می پنمایند . متاسفانه بقیه کتیبه توسط کارگران تلاشگر مترو  سرنگون گردیده . که البته معلوم نیست مترو در شهر سوخته چه کا ر داشته است .

 

       در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن   من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرور

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ و ساعت 19:46