اند دل اين حقير هزار مرض است

اند دل اين حقير هزار مرض است

 از در در آمدي و من از خود به در شدم . خوشحال شدم خندان شدم . حسي زايد الوصف از رويت حلال كامل رخ  مشتري دائمي . هم تحرير راحت ميدهيد هم اضافه بر سازمان به همكاران لطف دارد. خدا  بركت دهد .

يك سالي آمد و رفت تا خودش را در دل ما جا كرد . چشم بسته مويد حركات و سكنات ايشان بوديم .

معتبر - خوش صحبت - مهربان - جوان و پر شور - از همه مهم تر اهل حال . لشكر طور وسلمان با ورودش زانو زنان .كسبه  متدين حلال دان با گفتن نامش صلاوات فرست و  اين حقير با  حضورش غرق در وهم جان نثار .

چه كسي ميداند اندر دل اين حقير هزاران مرض است . اگر نبود عقل سليم را بي اعتنايي نمي كردم .

باري خر در چمن خوشحال و يابو در قفا مترصد جفتك .

چه حالي ميشوي اگر  اخبارت دهند كه بازي خوردي و از نجابت و حميت سكوت در حلقوم ميبلعي .

سند جعلي به  تنبانت بستند .  پناه بر خدا

اند دل اين حقير هزاران مرض است . از همه سقيل تر غصه ناجوانمردي .

نشنيده اي كه گويند كبوتر با كبوتر باز با باز . شنيده اي اما نفهميده اي

اين حقير تحرير نديده هم شنيده بودم  ليكن به حرف مردم اكتفا كردم و دلالت عقل را  اهمال .

باري در اين آشفته بازار كه  يارانه ها كفات آب و برق و تلفن دفتر خانه و منزل حقير را توامان نمي دهد و سايه تعهد سي هزار تومني  و فزوني تحرير ها   البته  نور شعفي در انجمن سردفتران خوش اقبال بد نام  انداخته اند دل اين حقير هزاران مرض است . 

|+| نوشته شده توسط مجتهد در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ و ساعت 13:1