|
ایلقای هارای
سلام .چون در يك قسمت نتونستم بفرستم در دو قسمت براتون ارسال كردم .متن خوبي هم نباشه به عنوان درد دل پذيرا باش. به كجا چنين شتابان ؟؟!! دوماه پيش، بازرسي از اداره خيلي محترم ثبت مربوطه {شهرقانونمداركشورليبي} در غياب من كه از سر ناچاري براي التماس پيش رئيس تقريبا محترم بانكي(در حوزه ثبتي دفترم ) جهت گدايي اسنادي چون جعاله رفته بودم، به دفتر عاري از مشتري (الحمدالله – كه مشتري مايه دردسر است و باعث دفتر نوشتن و هزينه خودكار و ماليات بر ارزش افزوده و... مي گردد) حقير تشريف آورده بودند با اطلاع تلفني همكار، سراسيمه خود را رساندم .پشت ميز سردفتري ام چنان مغرورانه لم داده بود كه پادشاهان بر سرير پادشهي دهند،بي اذن واجازه. اسناد فقيرانه ام را چون خوان سردفتران "رهني تنظيم كن" جلويش باز كرده بود و ايرادات اساسي !!! مي نگاشت بر زعم خود .: در فلان سند وكالت فتوكپي شناسنامه وكيل ،در ديگري فتوكپي بيمه نامه شخص ثالث ، در آن تعهد، فقدان آدرس دقيق متعهد و در سندي ديگر در ستون تاريخ ثبت سند ،عدم قيد تاريخ يا كلمه "برابر است " خاطر مباركش را مكدر كرده بود و بر داشتن چنين سردفتر بي انضباط و متخلف در شهر قانونمدار ليبي ، براي اداره ثبتش هزاران تاسف خورد و نعوذ بالله كرد . و با هزاران منت مواردي صورتجلسه شد جهت كيفر خواستي در آينده تا عبرتي گردد به زعم حقير، بر سران دفاتري كه از جهت رعايت قانون به بي قانوني متهم گردند . به كجا چنين شتابان ؟؟!! پشت پرده اين همه تبعيض در بازرسي ها در تقسيم اسناد در مرخصي ها و... كيست وچيست ؟ حسرت سالهايي را مي خورم كه عين قانون و مقررات و بخشنامه هاي ثبتي را رعايت نموده وكمترين قصور رابر كاركنان (همكاران) سليم خود نبخشيده ، و بر ريش سردفتراني كه اسناد خودرو باز مي گذاشتند و بر مرده و محجور و ... سند تنظيم مي كردند مي خنديدم . واي بر من ادامه مطلب قبلی ...... به کجا چنین شتابان؟؟!! |+| نوشته شده توسط مجتهد در یکشنبه چهارم مهر ۱۳۸۹ و ساعت 10:43 |

