فرستنده : ايلقار هاراي
روزي رياست سازماني با سردفتري شب نشيني  كرد و راز سردفتري از وی سوال نمود ، سردفتر پاسخ داد :ولا تجسسو ا في احوالات دلال   و في اسناد الباز  و هی  موجود  خبیث حقیر   . ؛ و از فردا تحرير همي تقليل نمود.

روزي رياست سازماني را پرسيدندي : اين همه خصومت با سردفتران از بهر چيست ؟ بگفت از بي لياقتي اين قشر بي خروش.

روزي رياست سازماني، سالها بر دو كرسي نشت، وانگه رياست را بر نگهباني بفروخت و برفت.

از رياست سازماني پرسيدندني در رياست چه ديدي ؟ بگفت اينكه شبي بر خيل زيردستانت "شماره هاي چهار رقمي" همي افزايد . و فردا روز بخیل بیکاران گروی

رياست سازماني را 8هزار سردفتر 8 هزار دفتر يار و شماري افزون كارمند همي دعا كنند في ليل والنهار كه از كارمضاعف راحت همي نمود و ازهمت معاف.

رياست سازماني را مرضي در گرفت.اعلام کردند از باب نجاتش همگان را دعا بايد. و بكردند. اثر نكرد.  درويشي راز بگشود و گفت : انكه خلق را سوق دهد از باب احتياج با خالق خويشتن نياز كند نه از باب عشق ، نه دعا در احوالاتش اثر كند  نه دعاي خلق بر جاي نشيند.

|+| نوشته شده توسط مجتهد در چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۹ و ساعت 19:12